تبلیغات
زندگی من هنوز ادامه دارد...

سلام به شما دوست عزیزی که تشریف آوردی وبلاگم...

اولا که ازتون ممنونم که یه سری هم به وب من زدید

دوما این که ممنون میشم اگه نظرهای خوب و انتقاداتتون رو بزارین

سوم اینکه یه وب دیگه ای هم دارم که درمورد حجاب و عفاف هست با عنوان(جنگ نرم چادر میخواهد نه اسلحه) برای رفتن توی این وبم اینجا کلیک کنید.

ممنون که وقت گذاشتی و خوندی دوست عزیز

اللهم عجل لولیک الفرج




طبقه بندی: من ومشاوره،

تاریخ : شنبه 7 فروردین 1395 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد.
وبه جای اینکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جایش بلندشود، شروع به خندیدن و مسخره کردن او نمود؛سپس راهش را کشید و رفت!

.

.

پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است.

جوان به سرعت برگشت وشروع به جستجونمود؛ پیرزن به او گفت: زیاد نگرد؛
مروت و مردانگی ات به زمین افتاد و هرگز آن را نخواهی یافت..

"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است!
صدا می کنی و می شنوی؛
پس به نیکی صدا کن، تا به نیکی به تو پاسخ دهند.



تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1395 | 05:32 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات

وقتی داری با کسی درد و دل میکنی درست مثل اینه که بهش یه چک سفید امضا بدون تاریخ میدی تا هروقت هرجور خواست ازش استفاده کنه.

پس مراقب باش که حرف دلت رو با کی و کجا میزنی ...

موفقیت مانند بذری است که ابتدا آن را می کاریم، سپس از آن مراقبت می‌کنیم تا پرورش یابد و بعد آن را درو می‌کنیم. در نتیجه بسیار مهم است که ما چه بذری بکاریم، زیرا هر چه بکاریم هماڼ را درو خواهیم کرد.




تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1395 | 05:31 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات



تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 07:53 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات

یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخوند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت :
عباس دروغ میگه
عباس دروغ میگه
مداح آرومش کرد گفت :
چی شده پیر مرد گفت :
من بعد ۲۵ سال بچه دار شدم الان که ۱۹ سالشه رفته تو کما با خودم گفتم :
درمون دردش عباسه !!!

از اصفهان اومدم کربلا ؛؛؛ امروز زنگ زدن بهم گفتن : بچت مرده…!!!
دروغ میگن که عباس حاجت میده !!!!!!
خواهرش میگفت :
مجلس بهم ریخت …!!!
فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد …!!!

با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره…!!!
دیدیم اومد جلو چهار پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت :

بیا بغل ضریح بخون همه کسایی که دیروز بودنم باشن…!!!
میخوام بگم غلط کردم…!!!
(
گریه میکرد و میگفت)

خواهرم میگه همه رفتیم مداح گفت :
حاجی چی شده …؟؟؟

پیر مرده گفت :
خانومم زنگ زد گفته : چون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن ؛؛؛ التماس کردم گفتم :
یک بار بچمو تو سرد خوونه ببینم
مادرش میگه :
همین که کشو رو کشیدن بیرون دیدیم رو نایلون بخار نشسته س
سریع آوردنش بیرون و بهش شوک دادن…!!!
خلاصه پسرم به هوش اومده و شفا گرفته…!!!
میگن تا به خودش اومده پرسیده بابام کجاست…؟؟؟
مادرش بهش گفته :
پدرت کربلاست…!!!

پسرش میگه : وقتی تو کما بودم و دیگه دل کنده بودم از زندگی یه دفعه یه آقای قد بلندی اومد صدام زد و گفت :
پاشو برو به بابات بگو آبروی من یکبار تو صحرای کربلا رفته بود….
چرا دوباره تو آبرومو بردی ؟؟
پاشو برو به بابات بگو عباس دروغ نمیگه !!!
عباس دروغگو نیست…!!!

بلیط کربلا تونو از دست حضرت عباس بگیرید
یا مطلب پائین رو نبین یا اگه دیدی باید کپی کنی !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اَ لسَّلٰامُ عَلَیْکََ یٰا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبٰاس

به احترام “باب الحوائج” هرکی دید،
کپی کنه تا همه سلام بدن



تاریخ : شنبه 19 تیر 1395 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات



شرط خوندن این متن کپی کردنشه اگه نمیخوای کپی کنی نخونش
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صلوات برمحمد و آل محمد

اونجا نوشته بود اگه نزاری مدیونی

ترسیدم نزارم



تاریخ : شنبه 19 تیر 1395 | 06:33 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
چــرا بزنـــم بـه تخــته...؟!!!
......
چرا وقتی چیزی برای ما جالب توجّه هست
می گیم "بزنم به تخته" و نمی گیم "ماشاءَالله"...؟!



یکی از دوستان نقل می کند:
که یک روز با یکی از
دوستان انگلیسی خود
چت میکردم
بهش گفتم:
کار تو خیلی عالی بود.

او در جوابم گفت:
بزنم به تخته ( Touch wood )

و گفت:
شما مسلمون‌ ها حتما به جای این اصطلاح چیزی دارید؟

من گفتم:
ما هم همین اصطلاح را استفاده می‌کنیم

رفیقم خیلی تعجب کرد
و گفت:
عجب..!!!

من بهش گفتم:
چرا تعجب کردی...؟!

او در جوابم گفت:
ما منظورمان از تخته، همان تخته صلیب است

که شرّ خون آشامان و پلیدی ها را از ما دور می‌کند...
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO

 تازه فهمیدم که سال‌ هاست ما به صلیب مسیحی ها
پناه می‌بریم از چشم شور و نا دانسته به جای اینکه
با گفتن " ماشاءالله " به خدا پناه ببربم،
به چوب
و تختۀ صلیب پناه می‌بردیم
OOOOOOOOOOOOOOOOO

ای کاش اصل هر کلمه را قبل از این که
به زبان بیاوریم بشناسیم...
OOOOOOOOOOOOOOOOO

تا بحال اگر نا دانسته می‌ گفتیم اشکالی نداره
چون نمی‌دانستیم، اما از این لحظه به بعد این کلمه
را بکار نبریم،
آخه ما مسلمانیم نه مسیحی...!!



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 08:11 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
ز = زیبایی ها را ببین.

ن = ندای درونت را بشنو.

د = دل ها را شاد کن.

گ = گوش بسپار به سکوت.

ی = یاری رسان باش.

زندگی این گونه است. زندگی کن.



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
ای خدا

یکی انقدر راه میره که غذاش هضم شه

یکی انقد راه میره که گرسنگیش یادش بره





تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | 12:40 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
گاهی دلم برای چوپان دروغگو میسوزد

بیچاره دوبار بیشتر دروغ نگفت

انگشت نما شد

ولی ما با این همه دروغ

هنوز هم صادق ترینیم ...!


تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
گاهی بدجور دل نازک میشوی... دلت زودی میشکند...
 از یک نگاه.. یا یک حرف!
هر چند ساده ، هرچند بی منظور... اما بهانه ای میشود برای هزار تکه شدن دلی که دیگر هیچکس نمیتواند آن را مثل اولش بند بزند...!!!
گاهی ، تمام دلتنگی های بی دلیلت میشو بغضی لجباز که هرکاری می کنی از پنجره ی چشمانت سرک بکشد ، گوشش بدهکار نیست!!
بعضی وقت ها دلت میخواهد حرف بزنی...مهم نیست چه بگویی... مهم نیست با چه کسی حرف بزنی... فقط باید بگویی... تا بتوانی نفس بکشی... !
گهگاه دلت بدجور هوای این را می کند که کسی هوایت را داشته باشد...
 تو صدایش کنی و بگوید جانم؟
و بعد آنقدر غرق لذت شوی که یادت برود برای چه صدایش زده بودی...
گاهی ، خودت هم خسته میشوی از این هزار تکه شدن ها... از این بغض هایی که پشت لبخند های گریان پنهان میشوند...
از... درد و دل هایی که درد ِ دلت می شوند...
از این خواستن هایی که آرزو می شوند...


تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • paper | جستوجوی فایل | بهاران دانلود