تبلیغات
زندگی من هنوز ادامه دارد... - یادتونه؟؟؟؟؟؟؟؟

اینو بخونین و اگه لبخندی زدین این لبخندو به دیگرون هم هدیه کنین :

بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توی حیاط، امروز معلم ندارید
یادش بخیر ...

یادتونه

توی نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز ...

یادتونه

نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد...

یادتونه

موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم...


یادتونه

یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود هر کی از اونا داشت خیلی با کلاس بود...

یادتونه

پاک کن های جوهری ک یه طرفش قرمز بود و یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف می شد...


یادتونه

گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم می شد انیمیشن...

یادتونه

زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمیذاشتن آب بخوریم...

یادتونه
برای دیدن بقیه مطلب به ادامه مطلب مراجه کنید...



تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم...


یادتونه


وقتی معلم می گفت برو گچ بیار انگار مشعل المپیک دستمون میدادن...

یادش به خیر

یادت میاد؟

 وقتی کوچیک بودیم...

تلویزیون...

 با شام سبک...

با پنکه شماره 5...

مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین...


اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت...

 یادت میاد؟

وقتی که صدای هواپیما رو میشندیم...

می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم...

می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم...

 یادت میاد؟

 وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4

 یادت میاد؟

وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی...

 یادت میاد؟

فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡...

یادت میاد؟

در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه...

یادت میاد؟

اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی و دهنتو با دستت پاک میکردی؟


این متن آرامش خوبی به آدم میده...

ای کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم...


تاریخ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 10:52 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات

  • paper | جستوجوی فایل | بهاران دانلود